نيلوفر هاشمى شيرازى همون معلم بد اخلاقه ترم پيش.كلاً كلاساش يه فِنت خاصى داره كل ترم دارى به اين فكر ميكنى كه عجب معلم بد اخلاقى و سخت گير و عصبانيه ولى آخر ترم جلسه آخر يه غمى ميگيرتت كه ديگه نميخواى ببينيش.جدا از استاد بودش تو كلاس بيرون كلاس عين خودمونه رفيقته واقعاً همه جوره.استاد دلم برات تنگ ميشه شديد.
بي يورك - هَو يو سين اِ گِرِيت وال آف چاي نا؟
تام يورك - آل وال آر گِرِيت اييف دِ رووف دازِنت فال
————————————————
چِش و چالايه موزيك بين الملل
“”
Þessi óþægilega stund fyrir fyrstu Crush hans, þegar þú opnar fleiri en einn kynlíf er ekki með tilfinningar stig, vinsamlegast hafðu samband 0“بعضى وقتا انقدر تو خاطراتت به سمت عقب ميرى كه مجبور ميشى به هر اتفاقى و خاطره اى چنگ بزنى و آويزون بشى تا بگردى جلو ولى اين سندروم مسخره ولت نميكنه و هميشه باهاته و تو بيخبر در حال ساخت اتفاقاتى هستى كه ميخواى فردا ازشون دور بشى
الان ميفهمم ” يه مجرم فرارى شدم كه تو زندگيش اثير يه گريز بدون توقفه ” يعنى چى”
فشار
[Flash 10 is required to watch video]
ديوانگى، پيش فرض زندگى در طهران است.
“ديروز يكى بهم زنگ زد و داد ميزد دلم باسش سوخت خيلى كودك بود تازه بلوغ بود آخِي”
كودكان“يه سرى توقع توسعه دارن يه سرى هم توهم توطعه
يه سرى هم باسه آرامش مسجد انتخاب ميكنن يه سرى هم صومعه
يه سرى با نون پنير چاى يه سرى هم كافى و كرن فلكس
يه سرى عقاب يه سرى هم مرغ عشق
يه سرى پيتزا يه سرى هم چلو مرغ و زرشك”
فازش مياد و ميره ها
“فك نكنن وبلاگ نوشتن يادم رفته يا اين كار يه هوس( حوس) بود الان مغزم انقد درگيره كه كلمات جفت نميشن با هم كه چيز بنويسم در كل دم دنيا كه تا حالا حال داده و به منو دورو وريامم ٢ تا بال داده”
آره“啊咯呢 我立法 马克 很大谁是谁非 喔温暖 露窗口”
لون ولف ميك هيز اُن لاك“پست قبلى اون قسمت ” به جان شيوا ” قسم بود. هدف من تو بودى يعنى مخاطب وَگَرنه شيوا خودش در جريانه. حلا هى شرو ور بگين ببينم كى به كجا ميرسه. چيه چش ندارى ببينى چشت در بياد تا ديگه از او چشم تو نبينى و فيلان. باسه اونا كه هى كرسى شعر ميگن پشت من و ما و فك ميكنن نميشنوم و نميشنويم آره يك سال ٥ ماهه با شيوام و واقعاً دوسش دارم نميتونم ازش دست وردارم تو هم به اونجاى عمت ميخندى حرف بزنى حيف كه نميتونم اسم ببرم آره ٢ ماه ديگه صبر كن ميخواد اتفاقاى خوبى بيوفته. آخه عن تو مخت فرو كردن؟ اون موقه كه من كار ميكردم كه تو درگير دكتر باسه عمل دماغت ميگشتى و از اين مطب به اون مطب ميرفتى طفل معصوم. الان اومدى شاخ شدى؟ آخه يوبوست هاد چى بگم من به تو آخه؟”
خودش ميدونه باكيّم
1 / 24
Past »








